ردپای نجوم در اشعار فارسی

در ادبیات و شعر فارسی به وفور می توان در مورد نجوم خواند و ردپای نجوم در اشعار فارسی شاعران بزرگ و نامدار ایرانی به دفعات دیده شده است. در این پست قصد داریم به ارتباط بین ادبیات و شعر فارسی بپردازیم. در ادامه توضیحات بیشتری در این مورد ارائه شده است.

یکی از قوی ترین پیوندهایی که نجوم با دیگر علوم دارد، پیوند بین نجوم و ادبیات خصوصا شعر است. این درهم تنیدگی گاهی آنچنان قوی است ک بدون دانش نجوم نمیتوان به معنی نغز برخی اشعار پی برد. ادبیات و شعر فارسی که یکی از غنی ترین علوم ادبیات در دنیا محسوب می شود نیز از این قاعده مستثنی نیست و ردپای نجوم در اشعار فارسی را می توان به وضوع در ابیات شاعران بزرگی همچون حافظ و مولانا مشاهده کرد.

حافظ شاعر نامدار ایرانی شعر زیبای زیر را سروده است:

به آهوان نظر، شیر آفتاب بگیر/ به ابروان دو تا، قوس مشتری بشکن

خواننده ای که از علم نجوم مطلع نباشد حقیقتا به لذت عذب حقیقی این شعر پی نخواهد برد. بدون نجوم، به صناعات ادبی زیر پی نخواهیم بود:

  • تناسب بین آهو و شیر
  • خلف عادت شکار اهو شیر را
  • تشبیه چشم به آهو، آفتاب به شیر
  • اغراق و چند مورد دیگر

مطلب مرتبط: مقاله مثنوی مولوی و نجوم

اما اگر مخاطب با مفاهیمی همچون بیت کواکب آشنا باشد، به لذت این شعر پی خواهد برد. به طور مثال در این شعر مراد شاعر از شیر آفتاب، علاوه بر شیر حیوانی، برج اسد و بیت آفتاب است و مرا از قوس، علاوه بر انحناء، برج قوس یعنی بیشت مشتری نیز می باشد. در کنار این بیت، صدها بیت دیگر از حافظ و سایر شاعران فارسی زبان می توان یافت که به بخش های مختلفی از نجوم اشاره کرده اند و همین اشعار مدارک محکمی از حضور نجوم در اشعار فارسی است.

در ادامه تفسیر بیت ذکر شده از حافظ می توان گفت: گیرایی و دلبری معشوق تا به حدی است ک مشتری را که پارسای کواکب است و آفتاب را که سلطان کواکب است، در اوج قدرتشان به زیر میکشد! آن هم به چشم و ابرویی. فلذا بر آرایه های فوق، آرایه تناسب بین قوس و اسد و مشتری و آفتاب و همچنین آرایه ی ایهام تناسب (قوس: انحناء و برج قوس که برج قوس تناسب دارد؛ مشتری: کوکب مشتری و شخص مشتری که کوکب تناسب دارد؛ شیر: حیوان شیر و برج شیر که برج شیر تناسب دارد)

از این دست اشعار که ذوق خوانش ها و درک معنای عمیق تر آنها بدون دانش نجوم، میسر نیستند، بسیار بسیار زیاد است و همه این اشعار به یک چیز اشاره دارند، ارتباط بین نجوم و ادبیات و شعر فارسی. ردپای نجوم در اشعار فارسی را می توان با کمترین تلاش یافت و به تاثیر ستارگان و سیارات بر مفاهیم ادبی ایران پی برد. این ها همه نشان از تاثیر بالای نجوم در زندگی بزرگان و گذشتگان ما دارد.

اگر شما هم اشعار دیگری از سایر شاعران فارسی زبان می شناسید که به شیوه های مختلف به نجوم اشاره کرده اند، می توانید از بخش دیدگاه ها با ما درمیان بگذارید.