آشنایی با هنر رمل و اسطرلاب

تکنیک رمل و اسطرلاب (به انگلیسی: Geomancy) را يك هنر پيچيده تفسير و مهارت در شناخت الگوها، به جست و جوي پاسخ هاي از پيش تعريف شده مي دانند.

طبق يکی از متن هاي هرمتيك عربي، ادريس (يا هرمس تريزميستون) درخواب شاهد فرشته جبرئيل بود و از او تقاضای روشنگري كرد و جبرئيل نیز اقدام به ترسيم چهره اي ژئومنتيك نمود. جبرئيل پس از پرسيدن اينكه چه كاري انجام مي دهد، ادريس را در زمينه  هنرهاي هندسي آموزش داد.

وي كه اين راز را مخفي نگه داشته بود، به دنبال tumtum al-Hindi پادشاهی در هند رفت و سپس در مورد رمل و اسطرلاب کتاب نوشت. اين كتاب از طريق محافل مخفي به دست خلف البربري منتقل شد، او به مدينه سفر كرد و توسط خود  پیامبر اسلام حضرت محمد به اسلام روي آورد. وي با اعتراف به دانستن يك هنر پيشگويي، توضيح داد كه پيامبران پيش از اسلام نیز geomancy را مي دانستند و اذعان کرد با يادگيري آن می توان “همه آن چه را پیامبر می دانست” یادگرفت.

داستان ادریس و منشأ رمل و اسطرلاب

داستان اسطوره ای دیگر برای منشا رمل و اسطرلاب نیز شامل ادریس پیامبر است. ادریس پس از دعا به درگاه  خداوند  به راحتی وسیله تامین هزینه زندگی خود را به دست آورد؛ روزی که او بی حوصله و بدون کار به استراحت پرداخته بود، شروع به کشیدن چهره های بیکار در ماسه ها کرد و در همین حال، غریبه ای پیش او ظاهر شد و در مورد کاری که انجام می دهد از او سوال کرد.

نمونه‌ای از زایجه رمل

ادریس پاسخ داد که اوصرفا خودش را سرگرم می کند، اما غریبه پاسخ داد که او یک عمل بسیار جدی انجام می دهد اما ادریس باورش نشد و سعی در انکار این موضوع داشت، اما غریبه اهمیت معنی نقاشی ادریس رابرایش  توضیح داد وسپس به او دستور داد تا چهره دیگری ترسیم کند و آن دو این کار را ادامه دادند تا اینکه ادریس  شانزده شکل را کشف و درک کرد.

غریبه سپس به ادریس آموخت که چگونه شکل ها را به طور منظم شکل دهد و نتایج هر کدام به چه معناست، و هم چنین اینکه  چگونه بتواند چیزهایی را که با حواس جسمی قابل  شناخت و درک نیست، یاد بگیرد. پس از آزمایش دانش و مهارت تازه کشف شده ادریس در زمینه هندسه، غریبه ناپدید شد.

geomancy یک مهارت از جانب خداست

ادریس خدا را شکر کرد که پیام آورش این هنر را به او اموخته است و هرگز این هنر را برای کسی آشکار نکرد تااینکه زمان قبل از مرگش، کتابی نوشت در توصیف این هنر، همان طور که جبرئیل به او آموخته بود. سایر لوح ها و سوابق مربوط به دوران باستان، ادریس  را با اُخنوخ یا خنوخ یکی دانسته اند.

با این حال کسانی بودند که علیه رمل و اسطرلاب بحث میکردند، مانند ابن خلدون که  این سیستم دانش را مربوط به  پیش از اسلام دانسته است و نظر به نسخ آن ها با نزول قران داشت اما آن چنان که دانستیم رمّالی یک هدیه و مهارتی از جانب خداوند است که با عملی شدنش توسط یکی از پیامبران جایگاه مشروعی پیدا کرده است.

در طول تکامل و مهاجرت ها رمل و اسطرلاب قصه ها و نمایشنامه های مختلف این هنر در داستان های زیادی  گنجانده شده است. برای مثال: در” کتاب هزارویک شب”، که هر دو جادوگر آفریقایی و برادرش از geomancy  برای یافتن علاء الدین استفاده می کنند تا به او آسیب برسانند. چاوزر از “داستان پارسون”  برای سرگرمی در زمینه رمّالی در قصه های کانتربری استفاده کرده است. “کمدی الهه” دانته آیلگیری نیز اشاره ای گذرا به geomancy دارد.